مشورت و ياري ريموندو پنيافورتي تأسيس كرد، و از اين رو گاه ريموندو را موٴسس آن ميدانند. نخستين قانون فرقه را ريموندو نوشت، ولي پير نخستين رئيس يا فرمانده كل و نخستين كفارهدهنده بود (يعني راهبي كه براي مذاكره در زمينهٴ بازخريد اسيران به نزد مغربيان ميرفت). پير در 1249، از كار كناره گرفت و در 1256، در بارسلون درگذشت.
اين فرقه مورد تصويب هونوريوس سوم و گريگوريوس نهم قرار گرفت و او در 1235، منشور تأييديهاي صادر كرد كه در فرانسه، انگلستان، آلمان، پرتغال، و اسپانيا خيلي سريع رشد كرد و رشد سريع آن موجب تغييرات متعددي شد كه مورد نظر ما نيست. برخي از پيروان اين فرقه، كريستف كلمب را در سفرش به دنياي جديد همراهي كردند و در آن جا جماعت زيادي را به دين خود درآوردند. اين فرقه امروز در امريكاي لاتين به مراتب از اروپا اهميت بيشتري دارد.
خادمان
فرقهٴ خادمان يا خادمان مريم1 را در 1233، هفت تن از بازرگانان فلورانسي در نزديكي اين شهر تأسيس كردند. قانونِ كاملاً زاهدانهٴ آنان كه در 1240، تدوين شد اساساً اوگوستيني بود، با تغييراتي كه از دومينيكيان الهام گرفته شده بود. فرقه در 1255، اجازهٴ پاپ را به دست آورد. سازماندهندهٴ اصلي آن پنجمين رئيسش فيليپو بنيتزي2 بود كه در 1233، در فلورانس زاده شد، در پاريس به تحصيل فلسفه و طب پرداخت، در فلورانس و پادوا طبابت كرد، و سرانجام بدين فرقه پيوست؛ وي در 1285 درگذشت، و در 1671، تقديس شد. فرقهٴ مشابهي هم براي زنان وجود دارد، همچنين خادمان طبقهٴ سوم.
آموري بِني و داويد دينانتي
آموري يا آمالريك3 اهل بن4؛ در نزديكي شارتر، در دانشگاه پاريس تحصيل كرد؛ در 1206، درگذشت. تحت تأثير اريگنا (نيمهٴ دوم سدهٴ نهم)، و مكتب شارتر قرار گرفت و به تكوين نوعي كلام وحدت وجودي پرداخت.
متكلم ديگري هم عقايد مشابهي اظهار كرد، و او داويد دينانتي*5 بود كه دربارهاش فقط ميدانيم در 1212، با پاپ اينوسان سوم ملاقاتي داشته است. از آموري نوشتهاي به جاي